تابو | كتاب هاي ممنوعه :: Taboo Book

آرشيو از كتاب‌هاي ممنوعه ، ناياب و … : Tabook.wordpress.com

بایگانیِ خر مقدس

خرِمقدس وخرمقدس

ستمکار فاسدی زاهد نما ، مسجدی را به تزویر و ریا ، از عارفی بی تفاوت به دنیا ، گرفتی و غصب نمودندی و عوام الناس را بنام خدا سرکیسه همی کردندی ، و روزگار به نفرت عارف که خاری درچشم او بود می گذرانندی….

روزی زاهد خری پیر به حال موت به بازار بردندی تا بفروشد و درمقامات او برجماعت چنین گفتندی که :
این خر،نه هر خریست!
این خر،خر عزیز نبی را برادر است، همشیرزادهٴ خر عیسی بن مریم است، این خر، نه هرخریست!
اسب امام که آمد به جمکران،این خربه محضرش علف تازه خورده است و زاهد درقداسات و مقامات خر همی گفتی، اما مشتری نیافتی. زاهد فکر کردی که بی استفاده نمیرد و کاری را از او برکشد ، او را به مسجدی بردی و با خر آن کردی که نا گفتنی است !!!
درهمان حال عارف بیچاره رابرای نماز مستجلی به مسجد وارد شدی و دید آنچه نباید ببیند.
ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 79 مشترک دیگر بپیوندید