تابو | كتاب هاي ممنوعه :: Taboo Book

آرشيو از كتاب‌هاي ممنوعه ، ناياب و … : Tabook.wordpress.com

تصوف عامل شكاف ميان اصولگرايان

برنامه از بين بردن تصوف در ايران در دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني توسط عوامل فلاحيان و سعيد امامي براساس تبعيت از ديدگاههاي مدرسه حقاني طبق نگرشهاي حجتيه و در راس آن مؤتلفه به مرحله جديدي وارد شد. قتل رهبر دراويش صوفي گنابادي علي تابنده محبوبعليشاه در  سال 1375 با خوراندن نوشيدني اجباري به وي در هتل هما بارزترين اقدامات قتلهاي زنجيره اي در اين راستا بود. حمله عوامل شبه نظامي با هماهنگي كامل نهادهاي امنيتي، نظامي و انتظامي  به حسينيه شريعت قم و تخريب آن در ماه محرم در سال 84 و دستگيري تعداد زيادي از درويشان توجه جهانيان و ايرانيان را بخود جلب كرد. تخريب حسينيه دراويش در بروجرد در آبان 86 نيز هشداري براي خطري بالقوه كه مي رود تا بالفعل شود را گوشزد مينمايد. اين خطر كه اسدالله بادامچيان آن را خطر پياده نظام دشمن خواند در كنار تمامي اتفاقات سياسي و سركوبهاي مدني به نمادي خطرناك از حركت جاري متعصبين مذهبي منبعث از محافل اصولگرايان و تماميت خواه تبديل شد.
گروههاي معتدل وابسته به حاكميت و جبهه اصولگريان كه برخلاف اعضاي اصلي حزب مؤتلفه قدرت را در راستاي پياده سازي ايدئولوژي مد نظر دارند و درست برخلاف مؤتلفه كه به دليل وابستگي مذهبي به يهوديت عرق ناسيوناليستي ندارند بيش از مؤتلفه اين واقعه را بصورت خطري سخت بررسي كردند.
شبكه حجتيه بعد از برخورد شديد امام راحل با عناصر اين شبكه در اوايل دهه 1360 اعلام تبري نمود و به صورت نقابداران بي نقاب در كمون سياسي خود فرو رفت. مؤتلفه بعنوان بازوي مالي و اجرايي حجتيه با ابزارهاي امنيتي كه با نفوذ در انقلاب بدست آورد بعنوان يك گروه ضد مذهبي ولي در پوشش دين، با عملكرد و فعاليتي مشابه با وهابيت در مذهب اهل سنت و در واقع طالبانيسم شيعه تلقي ميشود. حركت حجتيه با رد فلسفه و حكمت و حمله به تصوف بر اساس خرافه گرائي و ظهور قشري گري مذهبي پايه گذاري شد و نقش مكمل وهابيت سنت گرا را در راستاي طرح اسلام زدائي منطقه اي و جهاني كه توسط موساد طراحي و راه اندازي شد هدايت ميكند و كارتلهاي خبري صهيونيستي اثر تعاملات آن را براي برگرداندن افكار عمومي جهان از اسلام و خصوصاً تمايلات به مذهب شيعه پوشش ميدهند.
برخورد با مراسم مربوط به بزرگداشت مولوي و پوشش سست خبري آن از سيماي جمهوري اسلامي در سالي كه تمام كشورها سال مولانا نام گذاشتند، تهديد و حمله به حسينيه هاي درويشان در شهرهاي كشور از جمله بروجرد سمنان كرج اراك و تمركز سازمانهاي بين المللي حقوق بشر و اتحاديه اروپا براي جلوگيري از سركوب تصوف كه پادزهر بنيادگرايي اسلامي مي باشد، افكار عمومي ايرانيان و جهانيان و بخصوص سران ذينفوذ و معتدل جبهه اصولگرايان را نسبت به عواقب وخيم اين حركت بيدار كرد.
جناحهاي معتدل حجتيه و وابسته به اين تفكر نظيرعلي لاريجاني – كه از سمت شيخ محمد لاهيجي گرايش به عرفان و تصوف داشت – و از قرابت با استاد مطهري نيز برخوردار و از جواني با حكمت و فلسفه و عرفان آشنائي داشته، علي اكبر ولايتي كه در دوران وزارت خارجه براي نزديكي به صوفيه در كشورهاي شمال آفريقا تلاش زيادي نمود و در اين راه ديدگاه تشيع ايرانيان در اثر توسل به صوفيه و صفويان را بعنوان راه حل خروج از بحران منطقه‌اي در پيش گرفت و حداد عادل بعنوان باني برگزاري كنفرانس مولانا و بزرگداشت شمس تبريزي و مرتضي نبوي از مريدان مرحوم دولابي اصولا نگرش مثبتي به صوفيه دارند و در عوض جناح تندرو و افراطي و در اصل سران اصلي مؤتلفه يعني آيت الله مهدوي كني و عسگراولادي تازه مسلمان و اسدالله بادامچيان و نبي حبيبي و حسين شريعتمداري صوفيه را مهدور الدم دانسته و براساس نگاه تاريخي اين گروه به صوفيه از زمان حلبي تا بحال همواره مترصد فرصتند تا صوفيه را قلع و قمع نمايند.
اين پديده باعث اختلاف درون گروهي در حجتيه شد و در نشستهايي كه با حضور مهدوي كني برگزار گرديد نيز از بين نرفت.
حجتيه و عوامل اصلي آن در مؤتلفه كه با حضور دولت نهم روياي قبضه كردن اداره امور كشور و بدست آوردن مقام ولايت فقيه را در سر مي پروراندند با تمام قوا مبارزه خود را دنبال ميكند. در اين ميان از بين بردن رقباي انتخاباتي بهر قيمتي حتي فتواي ارتداد آنها مجاز است و حذف سياسي و اجتماعي صوفيه و بخصوص دراويش گنابادي از مهمترين موانعي است كه مي بايست به وصول نتيجه نائل گردد.
با ارزيابي جناحهاي بازيگر در پوزيسيون و اوپوزيسيون داخل كشور در مسابقه قدرت به تقسيمات كلي زير خواهيم رسيد:
1-      گروههاي ذوب در ولايت و وفادار به آيت الله خامنه اي كه ايدئولو‍ژي حاكميت نظام جمهوري اسلامي را دنبال ميكنند و به هر ترتيب به پايداري نظام در چارچوب قانون اساسي وفادار و پايبندند و حاكميت آنها جاري و تضمين شده مي نمايد.
2-      حجتيه كه عملاً به اندازه گروه فوق قدرت و نفوذ داشته ولي فاقد وجاهت قانوني و مشروعيت ملي ميباشد و شاخه سياسي آن حزب مؤتلفه (يهوديان تازه مسلمان) و نشريه آن كيهان و جمهوري اسلامي و سياست روز مي باشد و بخش مهمي از وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و قوه قضائيه را در اختيار دارند. اين گروه با در اختيار داشتن شماري از مراجع تقليد كه برخي از آنان نيز يهودي هستند ولي تظاهر به اسلام دارند نظير مكارم شيرازي و چند كرسي در مجلس خبرگان رهبري و شوراي نگهبان براي تصاحب سمت رهبري نظام زمينه سازي ميكنند. اين گروه سياسي – بازاري كه با كمك هاشمي رفسنجاني در زمان رياست جمهوري وي به قدرت اقتصادي و امنيتي خود رسيدند و شريانهاي اصلي اقتصاد را با استعداد ماديگري يهودي خود در پس پرده اتاق بازرگاني و وزارت بازرگاني و قاچاق كالا تصرف و جايگاه خود را در قوه قضائيه تحكيم نمودند، در حال حاضر با كمك دولت نهم با ايجاد بحرانهاي امنيتي و نابرابري هاي اقتصادي و انحصارات دولتي، پرشكوهترين دوران حيات خود را پس از انقلاب ميگذرانند. مهدوي كني، واعظ طبسي، اسدالله بادامچيان، حبيب‌الله عسگراولادي تازه مسلمان، نبي حبيبي و حسين شريعتمداري و مكارم شيرازي و نوري همداني و صافي گلپايگاني و فاضل لنكراني و جواد تبريزي كه دونفر اخير اخيرا فوت نموده اند سرشاخه هاي ظاهر اين جناح ميباشند.
3-      گروه كارگزاران وابسته به هاشمي رفسنجاني كه خود را متولي و مالك نظام مي داند و بخش عمده اي از نيروهاي امنيتي وزارت اطلاعات هنوز از وي حمايت ميكنند و در صدد زنده كردن امپراتوري خود تا قبل از زمان اصلاحات و انتقام از رهبري و رسيدن به قدرت مطلق ولايت فقيه مي باشد كه اخيراً مورد حمله گروههاي فوق قرار گرفته است.
4-      گروههاي موسوم به اصلاح طلب و دوم خردادي كه نماينده آنها در شرايط فعلي سيد محمد خاتمي مي باشد كه توانست در هشت سال اصلاحات فضاي سياسي را باز نمايد. اگرچه اين گروه فعلاً سهمي از قدرت در اختيار ندارد ولي به اتكا به آراء احتمالي ملت در صورت انتخابات سالم ميتواند گوي سبقت را در مجلس ربوده و سپس رياست جمهوري را از آن خود نمايد. اين گروه از پشتيباني نهضت آزادي و نيروهاي ملي مذهبي برخوردارست كه وجهه سياسي پاكتري را نسبت به ساير گروههاي سياسي دارد. جناح اصلاحات چشم داشت به احراز رهبري نظام نداشته و ولايت فقيه را در چارچوب قانون اساسي قبول دارد و دموكراسي را در قالب پياده سازي قانون اساسي نظام دنبال ميكند.
آنچه مسلم است آيت الله خامنه اي با اطلاع كامل از شرايط بحراني فعلي و قدرت مؤتلفه تنها راه نجات نظام و كشور را در فراهم آوردن شرايط شركت مردم در انتخابات و رويكرد جديد به اصلاح طلبان ميداند تا قدري از خطرات حجتيه و مؤتلفه بكاهد.

۱ دیدگاه»

  میثم کربلائی wrote @

good


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: