تابو | كتاب هاي ممنوعه :: Taboo Book

آرشيو از كتاب‌هاي ممنوعه ، ناياب و … : Tabook.wordpress.com

بایگانیِ اکتبر, 2008

هفته خواندن کتاب‌های ممنوعه

این هفته در ایران تلویزیون پر شده از تبلیغات پلیس برای خودش تحت عنوان «هفته نیروی انتظامی»، اما در جهان خبرهای دیگری است. این هفته هفته کتاب‌های ممنوعه است. البته تقریبا در هیچ کشوری از جهان مثل ایران سانسور کتاب و خواندن خط به خط هر کتاب قبل از چاپ مرسوم نیست ولی به هرحال مفهوم «کتاب ممنوعه» معنای خود را حفظ کرده است. این روزها کتاب‌های ممنوعه ممکن است کتاب‌هایی باشند که در فلان کتابخانه اجازه ورود ندارند، در کتابخانه مدارس قرار نمی‌گیرند، کلیسا خواندن آن‌ها را قبیح اعلام می‌کند و …

در این میان یک کتابخانه این هفته را جشن گرفته است. کتابخانه عمومی Twin Hickory برای جلب توجه عموم به زشت بودن ممنوعیت خواندن کتاب از داوطلبان خواهش کرده است تا در ویترین کتابخانه بنشینند و در سکوت کتاب‌های ممنوعه را بخوانند.

هفته قبل هم به همین مناسبت گفتگویی را می‌خواندم با نویسنده کتاب «قطب‌نمای طلایی». نویسنده توضیح می‌داد که کتابش یکی از پرماجراترین کتاب‌های امسال بوده و به دلایل متنوعی مثل نگاه متفاوت به دین،‌ در بعضی از کتاب‌خانه‌ها اجازه حضور نیافته است. لب کلام نویسنده این بود که با نگذاشتن این کتاب‌ در کتابخانه، فقط مردم را از وارد شدن به کتابخانه دلسرد کرده‌ایم و البته آن‌ها را تشویق کرده‌ایم تا دنبال کتاب بگردند و آن را بخوانند.

راستی شما می‌خواهید در طول این هفته کدام متن ممنوعه را بخوانید؟

منبع :  كيبرد آزاد

Advertisements

گلشیفته! آزاد باش و به ایران برگرد

tabook.wordpress.com


لبخند ناب گلشیفته چون اشک و ضجه مادرانه اش در میم مثل مادر دلی از ما برد که هنوز میان خنده و بغض مانده ایم کدام را برگزینیم. اصلا بگذار فعل هایم را جمع نبندم و بیخود به نمایندگی از این نسل پیچیده و درد کشیده که هر یک ساز خود می زند حرف نزنم. خودم را می گویم و از حس خودم برایت می نویسم گلی سینمای ایران.

دیروز دوباره با تو هم حس بودم. عین همان روز که با صدای فریاد های دل خراش تو و نفس تنگی کودکت در میم مثل مادر، های هوارم بلند شد و صورت به زشتی کج و کوله کردم و گوشه سینما، روی زمین سرد زانو زدم و با تو گریستم.
ادامهٔ مطلب »